محمد بن علوي المالكي ( مترجم : انيسه خزعلى )

62

مفاهيم يجب أن تصحح ( وهابيت بازنگرى از درون ) ( فارسى )

و تذكر حاجتك . سپس آن مرد رهسپار شد و بدان‌گونه عمل كرد ، سپس نزد « عثمان بن عفان » رفت . دربان دست او را گرفت و نزد عثمان برد و روى قالى نشاند ، عثمان گفت : حاجتت چيست ؟ او حاجت خود را بيان نمود و عثمان خواست او را برآورده نمود و گفت : چرا تاكنون حاجت خود را نگفته بودى و تأكيد كرد : هرگاه نيازى داشتى نزد ما بيا . سپس آن مرد از نزد « عثمان بن عفان » خارج شد و در راه « عثمان بن حنيف » را ديد و گفت : خدا تو را خير بدهد ، « عثمان بن عفان » به حاجت من هيچ توجهى نمىكرد تا زمانى كه تو با او صحبت كردى . « عثمان بن حنيف » گفت : به‌خدا سوگند كه من با او سخن نگفته‌ام ؛ اما شاهد بودم كه مرد نابينايى خدمت حضرت رسول صلى الله عليه و آله آمد و از كورى خود شكايت كرد ، حضرت فرمود : بهتر نيست تحمل كنى ؟ عرض كرد : اى رسول خدا ! من هيچ فردى كه راهبريم كند ندارم لذا زندگى برايم دشوار شده است ؛ سپس حضرت فرمود : پس وضو بگير و دو ركعت نماز بجاى آور و بدين دعا خدا را بخوان . عثمان بن حنيف مىگويد به خدا قسم كه ما متفرق نشده بوديم و چندان طولى نكشيد كه ديديم آن مرد آمد و گويا كه اصلًا بيمارى نداشته است . حاصل قصه چنين است كه « عثمان بن حنيف » كه راوى و شاهد ماجراست به مردى كه از سستى خليفه در برآوردن